آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان
|
من و تو
پنج شنبه 10 فروردين 1391برچسب:, :: 11:59 :: نويسنده : nila
سلام به دوستای گلم این پستو برای کسی میزارم که خیلی دوسش دارم و فردا تولدشه و میخوام از همین جا بهش بگم که چقدر دوسش دارم و همینطور میخوام تولدشو تبریک بگم.......
امشب شب تولد توست
کاش میتوانستم آسمان شهر را به افتخارت ستاره باران کنم ،
کاش می توانستم ماه را میهمان امشبت کنم ،
کاش می توانستم بر سر راهت دریایی از گل امشب شب تولد توست ،
نشانم ، هوایت را پر از بوی
عشق کنم !
کاش میشد دستانت را بگیرم و با هم به سوی زیبایها پرواز کنیم .
کاش میشد امشب ، فقط امشب در کنارم بودی و در کنارت بودم تا هر چه
خوبی است نثارت کنم ،
هر چه عشق است به پایت بریزم ،
هر چه غم است از زندگیت پاک کنم و هر چه زشتی است از
روزگارت محو
امشب تولد توست !
هدیه ات تمامی ستاره های آسمان ،
تمامی گلهای روی زمین ،
آواز هر چه پرنده خوش صداست ،
تمامی قلبم ،
همه زوایای روحم و سراپای جان و تنم ،
کاش که بپذیری عشقم را ، قلبم را و روحم را .
شب تولد توست ، ستاره ها را تک تک ، به عشق تو شمردم .
تولدت مبارک !
بی تو این روزهای روشن واسه من" تاریکٌ تاریک
وقتی بی تو تکٌٌ تنهام" زندگیم معنا نداره
از همون" روزی که رفتی دل به هیچ کسی ندادم
فکر میکردم میرسی" یه روز تو بی کسیم به دادم
گفتن لحظه آخر واسه من هنوز سواله
دیدن دوباره تو فقط تو خواب و خیاله
لحظه های آخر تو" تو قلب من می مونه
هیچ کی مثل من بلد نیست قدر چشماتو بدونه
رفتی یو چشم خیسم" یادگاری از تو مونده
بی وفایی یات هنوزم تو رو از دلم نرونده
چشم راه تو می مونم" تا که برگردی دوباره
میترسم وقتی که نیستی دل من طاقت نیاره
گفتن لحظه آخر واسه من هنوز سواله
دیدن دوباره تو فقط تو خواب و خیاله
رفتی یو اما خاطراتت تو قلب من میمونه
هیچ کس مثل تو بلد نیست دلمو بسوزونه
تا وقتی که زنده هستم چشم به راه تو می مونم
تو دیگه رفتی که رفتی نمی یای پیشم میدونم
اما هر کجا هستی منو تو دلت نگه دار
با چشای خیسٌ گریون من میگم خدا نگهدار
پنج شنبه 3 فروردين 1391برچسب:, :: 2:1 :: نويسنده : nila
لب دریای خیال
آرزوهای محال من تو را می بینم آه...محوی در مه ! به چه می اندیشی؟ به سکوتی مبهم یا بدین فاصله ها؟ من و تو فاصله را می شکنیم من و تو عاشق بودن هستیم
من و تو می خوانیم نه به چنگ نه به تار نه به آوای بهار که به درد که به رنج که به هر آنچه کشیدیم از این دوری یار به چه می اندیشم؟ به سکوت یا صدای گیتار؟ نه سکوت نه نت آن گیتار که به عشق که به ماندن رفتن و محو شدن در خروش امواج ، گم شدن ، پاک شدن پنج شنبه 3 فروردين 1391برچسب:, :: 2:0 :: نويسنده : nila
براي تو ماندن به پاي تو بودن و به عشق تو سوختن پنج شنبه 3 فروردين 1391برچسب:, :: 1:55 :: نويسنده : nila
خیلی سخته خیلی سخته از عشقیه نفر بسوزی اما نتونی بهش بگی خیلی سخته یه مدت با یکی باشی به خیالاینکه دوست داره اما بعد بفهمی اینا همش ساخته ذهن خودت بوده و اصلا از اولعشقی وجود نداشته اون موقع است که می شکنی نمی دونی چی کار کنی از یه طرفدلت پیش اونه از یه طرف می دونی که دوست نداره مجبوری به اون فکر نکنی چیکار می کنی اون موقع است که یاد این شعر می افتی:
اونی که یه وقتی تنهاکسم بود تنها پناه دل بی کسم بود تنهام گذاشت رفت رفت از کنارم از درد دوریش من بی قرارم خیال می کردم پیشم می مونه ترانه یعشق واسم می خونه خیال می کردم یه هم زبونه نمی دونستم نامهربونه بااینکه رفته اما هنوزم از داغ عشقش دارم می سوزم فکر وخیالش همشباهامه هر جا که می رم جلو چشامه دلم می خواد تا دووم بیارم رودرد دوریش مرهم بزارم اما نمی شه راهی ندارم نمی تونم من طاقتبیارم
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |